لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند
به نام خدا درود هر روز تنها تر شاید دلیلش دیوارهاییست که هر ثانیه بین دلها کشیده می شود اما نه! ضعف در من است من دیوار شکن خوبی نیستم!× ابلهانه ها: شاید هم پل سازی را از یاد برده ام! بدرود به نام خدا درود لاشه ی آرزوهایم را در گورستان دلم آنچنان دفن کردم که چشم کس بدان نیفتد! زیرا دیگر از نگاههاتان چندشم شده است! ابلهانه ها: بسی دلمان گرفته است!! به نام خدا!! درود! "شاید بتوانم!!!" شاید بتوانم نبینم!! بتوانم ننویسم!! بتوانم راه نروم!! بتوانم حس نکنم!! بتوانم نخوانم!! بتوانم نگویم!! ولی هرگز نمی توانم نفهمم!!! نمی توانم نفهمم که تو هر ان از من دور می شوی!! نمی توانم نفهمم که تو هر ثانیه با من بیگانه می شوی!! نمی توانم نفهمم که تو دیگری را برگزیدی!! نمی توانم نفهمم که..!! پس از من نخواه که نفهمم!! ابلهانه: چرا از من می خوای مثه گوسفند سرم و بندازم پایین و هیچی و نفهمم!!!؟؟؟؟ (اشاره به شخص خاصی ندارم) بدرود![]()
![]()
![]()
نوشته شده در ساعت
7:3 توسط ابله|
نوشته شده در ساعت
6:9 توسط ابله| |
نوشته شده در ساعت
5:45 توسط ابله| |


