لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند
به نام خدا! درود! من ديگه يه مدت نيستم به دليل شروع امتحانات و منم كه درس خوان! اميدوارم موفق باشم! اومدم بهتون سر ميزنم بدرود به نام او! درود! نرو ! نبين! حس نكن! نپوش! نگرد ! و نَ........ پس من چه كنم در اين دنياي (نه ) ها!؟ . . . نه بي خيال رو اين يكي فعلا خط قرمز مي كشم! بابا شما كه دم از بزرگ بودن ميزنين و تجربه! يه سوال داشتم! همه ي تجربه هاي شما كه به درد ما مي خوره همين فعلاي منفيه!؟؟؟؟؟؟ اين بار دلم از يه جايي به شدت پره ! شما كه ادعاي بزرگي مي كني چرا فقط در برابر منه نوجوون خودتو نشون مي دي !؟ مي خواي برتريتو نسبت به من نشون بدي!؟ اگه ميشه و زحمتي نيست يه نگاهيم به شناسنامت بنداز يا حد اقل برو جلوي آينه يه نگاهي به اون گيسوهات و چين و چروكاي صورتت بنداز ! بعد بيا جلوي من وايستا و همه ي كاراي منو نقض كن! اون وقت مي فهمي هرچند شايد تو داري راست ميگي ولي من هيچ وقت مثله تو با كسي كه كمتر از من ميدونه برخورد نمي كنم تويي كه تو جمع منو با سر مي كوبي زمين! ولي من دست اون طرف و ميگيرم و با خودم همراه مي كنم! بزرگي به شدت جلو چشات و گرفته و هيچكي و جز خودت نميبيني! خودت و اصلاح كن! والا! ابلهانه: (البته اين شامل همه ي بزرگا نميشه ها ! بلا نسبت شما كه جزو اين دسته نيستين) فعلا بدرووووووووووووووووووووووووووود! به نامش! س.ل.ا.م چند وقته نمي تونم بنويسم! يعني حسش نيست! نمي دونم چمه ! ولي از نظر روحي رواني كه به نظر نمي رسه دچار مشكل شده باشم! ولي خب قبلا واسه خودم لااقل مي نوشتم ! ولي الان . . . . . بچه ها ميگن تاثير كتاباي هدايته! ولي خب من كه يكي بيشتر نخوندم اونم خيلي وقت پيش كار الان نيست كه! آخه چون يكي از بچه ها هميشه ميگه هدايت منو بيچاره كرد ، هدايت منو از اجتماع گرفت ، و روتون به ديوار ميگه هدايت تو هيكل من ريد ! ولي اينجوري نيست به نظر من !هدايت هيچم افسردگي نمياره ! تازه كليم فكر آدم نسبت به اطرافش باز ميكنه ! و اين يه نوع تلقين كه هممون نسبت به كتاباي هدايت داريم و از ترس رو كتاباشم باز نمي كنيم(انجمن طرفداران هدايت!) ولي به هر حال من الان در مرداب ننوشتن دارم غرق ميشم ولي تا الان با شنا كردن خودمو نگه داشتم تا شايد نور اميدي از دور باعث بشه كه انسان ابله دوباره بنويسه ! راستي شايد از بي موضوعي نمي تونم بنويسم ! كمك كمك ! به قول معروف گفتني : همكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم! در هر صورت به نظر شما اين انسان ابله فلك زده چش ميتونه شده باشه ؟! به قول دوستام گفتني (حركات و كارامم مثل خودم مجهوله ) راستي اگه يه وقت خواستين درد منو حدس بزنين نگين عاشق شدي كه بد كلامون ميره تو هماااااااااا! گفته باشم! هر چند نوشتن برام سخت شده ولي من انسانم ! مي تونم بازم سعي كنم بنويسم همين الانشم كه برگشتم بالا ديدم كلي نوشتم ! پس بياييد: باشيم ، بنويسيم ، نه اينكه خوانده شويم ، بلكه شايد اين نيازي باشد در وجودمان و آن را بر طرف كنيم ! (تقريبا شبيه حرف هدايته ولي با كمي اين ور اون ور كردن چون خودشو يادم نيست دقيقا.) حد اقل نوشتن واسه من يكي كه يه نياز شده ! راستي يه داستان كوتاهم نوشته بودم كه مي خواستم بزارم تو اين پست بخونين ولي احساس كردم به شدت بي مورد نوشته شده پس نذاشتمش ايشالله وقتي حس نوشتن در من شكوفا شد دوباره بازم داستان كوتاه مي نويسم و مي ذارم كه نقد و بررسيش كنيد چه بخواين چه نخواين بايد داستاناي منو تحمل كنيد ! فعلا!.. خ.د.ا.ح.ا.ف.ظ![]()
![]()
شده تا حالا .
نوشته شده در ساعت
17:3 توسط ابله| |
نوشته شده در ساعت
18:40 توسط ابله| |
نوشته شده در ساعت
19:24 توسط ابله| |


