تبليغاتX
مرثیه ای برای خود
مرثیه ای برای خود

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند

"به نام خداي حسين"

 

درود بر همگي!

ممنون از همتون ! اميدوارم كه خوبه خوبه خوب باشين!

بازم ميگم من يك ابلهم همين!

 

~!~بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران          كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران~!~

بچه ها ديديد چي شد دومين پست ابله خورد تو محرم تو ماه حسين و ابوالفضل !

دوباره تاريخ ورق خورد به عقب !

دوباره خاطره هاي حسين و ياراش زنده ميشه !

دوباره عذاداري ها شروع ميشه!

دوباره همون شبي ميرسه كه امام مسلمين تا صبح بيدار موند و عبادت كرد!

راز اين بيداري چه بود؟ ابله نمي داند!

دوباره شبي فرا مي رسد كه همگي در سوگ امامشان  غمگينن و زار زار گريه مي كنن!

ولي تو شهر هرت هيچكي واسه حسين و ياراش اشك نمي ريزه!

تو شهر من (هرت) همه واسه غم و غصه هاي خودشون گريه مي كنن!

موقع دسته ها و عذاداري ها همه به فكر اينن كه فردا ميرن دسته كيو ميبينن!

از اول دسته تا آخر دسته همديگرو بهم نشون ميدن!

تو شهر هرت  همه با زبونشون حسين حسين ميگن ولي هيچ كدوم از ته دل به حسين فكر نميكنه!

خود من (ابله) تا به امروز هيچ وقت واسه امام حسين  واقعي گريه نكردم  چون دليل داشتم واسه خودم!

دليلشم اينه كه به نظر من گريه نكردن بهتر از اين تظاهراته الكيه !

من هر وقت اسم حسين مياد بهش فكر ميكنم !

به اين فكر ميكنم كه حسين كي بود؟ چي كار كرد؟ چي شد ؟ نه اينكه به زور به چشمام بگم ببار!

 

"ای صبح! آن روز که نبايد طلوع می کردی، طلوع کردی و تا ابد، داغدار چنين غمی شدی."

 

و هنوز ابله در اين فكر است امامي كه تمام عمر خود را عبادت كرد در اين شب چرا آنقدر بيدار ماند و تا صبح اشك ريخت؟

براي چه؟

براي كه؟

به اميد اينكه اين محرم با محرماي ديگه تو شهرمون فرق كنه!

يا حسين

بدرود

 

نوشته شده در ساعت 6:5 توسط ابله| |

"به نام داناي مطلق"

 

به رسم ادب اول سلام!

شهر هرت جايي است كه........

شهر هرت جايي است كه در آن مردم الكي احساس آزادي مي كنند چون نميدونن اسير ابدي اند.

شهر هرت جايي است كه در آن پول داري زندگي كن نداري برو بمير.

شهر هرت جايي است كه در آن همه حرف مي زنند ولي خبري از عمل نيست.

شهر هرت جايي است كه در آن تا صداي دوست داشتن مياد پشت سرش حتما بايد يه عده بگن استغفرالله.

شهر هرت جايي است كه در آن دين و ايمان در ظاهر است و عبادت ها هنگام سختي.

شهر هرت جايي است كه در آن جرات نداري حرف دلت رو بزني چون محكومت مي كنند.

شهر هرت جايي است كه در آن نبايد شخصيت ها مهم تو كاراشون جواب نه بشنوندوگرنه واويلا ميشه.

شهر هرت جايي است كه در آن مردم عادت كردن به دروغ گفتن و زخم زبان زدن و ...

شهر هرت جايي است كه در آن توليد مي كنند و مي گويند استفاده نكن.

شهر هرت جايي است كه در آن مي دوزند و مي گويند نپوش.

شهر هرت جايي است كه در آن تا يكي مي تونه افكارش و به زبون بياره بهش ميگن ابله!(من)

شهر هرت جايي است كه در آن حرف از كمك به نيازمندان مي زنند ولي بالاخره نمي فهمي به كيا مي گن نيازمند.

و..........

!~ من يه دختر يا يه پسر  چه فرقي ميكنه يه ابله 16 ساله ساكن شهر هرت هستم~!

عاشق ادبيات ولي بي سواد ادبيم!

خيلي دوست دارم تو اين دنياي مجازي دوستاي زيادي داشته باشم پس با نظراتون منو به اين برسونيد بعد عاشق انتقادم پس هر چه قدر دوست داريد ازم انتقاد كنيد معلوم نيست كي آپ كنم ولي ايشالله يه وقت معين مي كنم كه خودتون بدونيد  من كي آپم و بياين پيشم حتما جواب نظراتتون و ميدم مگر اينكه نرسم ولي سعي مي كنم برسم ديگه هيچي هر چي مي خواي بدوني بگو كه اگه تونستم جوابتو حتما ميدم

 تا درودي ديگر بدرود ......

نوشته شده در ساعت 5:50 توسط ابله| |