تبليغاتX
مینویسم...هرچه باداباد!






















مینویسم...هرچه باداباد!

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند

به نام خدا
درود
.
چقدرعجيبند رابطه هامان
بهم نزديک ميشويم
نزديک ميشويم
زماني ک يک قدم ب رسيدنيم
شروع ميکنيم ب
قدم ب قدم دورشدن
آنقدر دور ک يکديگررا
تشخيص ندهيم..
.
بدرود

نوشته شده در ساعت 11:34 توسط ابله| |

به نام خدا

.

درود

.

از بس

سلام کردمو

با اکراه

جواب شنیدم

دیگر سلام هم

برایم سلامتی

نمی آورد

.

ابلهانه ها:

سلام نمیکنم

بی ادب بودن بهتر از مریض بودنست

این روزها

.

بدرود

نوشته شده در ساعت 14:45 توسط ابله|

به نام خدا

.

درود

.

خودت را شاید بتوانی

گول بزنی

اما

من را

دیگر

نه


ابلهانه ها:

دیگر اینجا نیا..

نوشته شده در ساعت 15:25 توسط ابله|

به نام خدا

.

درود

.

حرف هایت

از تابلوی ایست هم

کارش را بهتر انجام داد

آنچنان مانده ام

که نه توان رفتن به جلو را دارم

نه توان

بازگشت

ابلهانه ها:

حالم خوب است

خوب است

خوب است

رو به تلقین آورده ام باز هم

.

بدرود

نوشته شده در ساعت 10:28 توسط ابله|

به نام خدا

.

درود

.

حالم را میپرسی..

از مجنون

چه انتظار داری

جز

جنون

.

ابلهانه:

تو خواستی لیلی من باش

نخواستی هم نباش

من بی لیلی هم مجنونت می مانم

.

بدرود

نوشته شده در ساعت 21:52 توسط ابله|