|
تنها انسان..! |
|
" انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عميق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است " |
درود! امتحانام هي (!) بد نبود !(اگر احتمالا خواهيد پرسيد) و ممنون از همتون! "فريادهاي در گلو مانده ي من" از بچگي بهم گفتن يه وقت داد نزنيا! صدات خيلي گوش خراشه! از همون موقع همه ي حرف هايي را كه مي خواستم بزنم با صدايي آرام مي گفتم اما چه فايده كه كسي نميشنيدشان! از همون موقع بود كه ديگر ميلي براي حرف زدن با ديگران پيدا نكردم! و از همان موقع بود كه مرا بيمار خطاب كردن! ولي اين بار بي اعتنا به آن همه حرف هايي كه پشت سر من زدند مي خواهم تماميه دردهايم را فرياد بزنم! اما هر چه فرياد مي زنم باز هم گويي كسي نمي شنود! چتان شده است اي زمينيان؟ پنبه ها را از گوشهايتان در بياوريد! شايد گوشهايتان را نسبت به حقيقت عايق كرده ايد! بس است ديگر ! چقدر به خود وعده ها ي دروغين مي دهيد و چشم از حقيقت مي بنديد! چقدر خود را به بي خيالي مي زنيد! اي كاش خدا نيز ديگر به سخنان من و تو گوش ندهد! چرا كه من و تو گوش هايمان را پنبه كرديم و خدا را به سكوت وا داشته ايم! عيبي ندارد من ديگر حرفي نمي زنم! ولي.... از خدا مي خواهم سكوتش را بشكند! چون ديگر طاقت ندارم ! نمي دانم كه چه بگويم! اما آخرين فرياد در گلو مانده ام را هر چند كسي نشنود هر چند مهم نباشد مي گويم!: خدايا تا كي سكوت مي كني؟بشكن اين سكوت را !بشكن! ابلهانه: منتظر تغيير اسم ابله انسان باشيد و همچنين پايان بدرود!Ablah e ensan
+ نوشته شده در ساعت 20:45 توسط دخترک ابله |